برای بررسی جایگاه اندازه گیری در برنامه درسی ریاضیات مدرسه ای، در مرحله اول این مطالعه، چارچوبی برای آموزش اندازه گیری در ریاضیات مدرسه ای تدوین شد. سپس در فاز دوم، محتوای مربوط به اندازه گیری در کتاب های درسی دوره های ابتدایی و راهنمایی در ایران مورد تحلیل محتوا قرار گرفت. این تحلیل نشان داد، بیشترین توجه محتوایی در این کتاب ها، به مولفه های دانش موضوعی ریاضی مربوط به اندازه گیری، ابزارهای رسمی اندازه گیری و واحدهای استاندارد اندازه گیری بوده و به مولفه های واحدهای غیراستاندارد، فعالیت های واقعی اندازه گیری، و تخمین اندازه به میزان اندکی پرداخته شده است. به مولفه های معیارهای مورد استناد شخصی، فناوری، فهم تناسب، و زمینه های فرهنگی اندازه گیری نیز در کتاب های درسی ریاضی دوره های ابتدایی و راهنمایی، به جز چند مورد خاص، اصلا پرداخته نشده است.به همین دلیل در فاز سوم پژوهش، معیارهای مورد استناد شخصی به کار رفته توسط دانش آموزان که ریشه در توانایی های تخمین اندازه آن ها دارد، بررسی شدند. حاصل این بخش از تحقیق، ارایه مدلی برای چگونگی استفاده از معیارهای مورد استناد شخصی توسط دانش آموزان است. در این مدل، معیارهای مورد استناد شخصی روی طیفی تصور شده اند که یک سر آن معیارهای مورد استناد فیزیکی و سر دیگر آن معیارهای مورد استناد ذهنی قرار گرفته است. یافته های این بخش از پژوهش نشان داد، اغلب دانش آموزان از معیارهای مورد استناد شخصی که خارج از کتاب های ریاضی مدرسه ای در آن ها شکل گرفته و از دقت کمتری برخوردارند استفاده می کنند. آن ها بیشتر، به استفاده از معیارهای مورد استنادی تمایل دارند که جنبه فیزیکی آن ها، و جنبه ذهنی شان غالب است.